گوگل پنجره



 
   
 

مرگ نجار

دردی این میز دوای دیگرش نیست، مگر
مرگ نجار که تا زنده بود
میخ کوبد به تنش

رنج این میز به راحت نکشد
پای این میز به سالو ن رهایی نرسد
تا همان روز که مرگ
پیکر تیشه بدشتان نکشد باغوشش

دردی این میز دوای دیگرش نیست مگر
طرح نجار دیگر


یا که شاید اگر هرگز نبود نجاری
میز شکل دیگری داشت و سیمایی دیگر

میزی سرسبز و ثمر دار و رها و بی رنج
میزی آسوده و از سینه ی یک خانه تنگ
میزی از چنگ یکی سقف و نخ و دیواری
آزاده

درد این میز دوای دیگرش نیست مگر
مرگ نجار

یاکه شاید اگر این میز بمیرد که رهایی یابد



دانشگاه آزاد
امستردم 2006

 
  سرودۀ پیشین
  متن قابل چاپ
سرودۀ پسین