گوگل پنجره



 
 
دیگر شعرا » کاوه کرامی » در دام درد
 
 

در دام درد

درد، باز درد
درین کویرغربت
گلویم را خفه میکند
آه! دیارم کجاست؟

درد، درد سرد تنهایی
ز فقر عشق
قطره قطره اشکم میریزاند
آه! آغوش گرمی کجاست؟

درد، درد کهنه گی
تک رنگی
تنم را لخت و خشک کرده
آه! موسم بهار کجاست؟

درد، درد ظلم ظالم
خاموشی، بزدلی را
در خصلتم نهاده
آه! قیام کجاست؟

درد، درد پرسش های بی جواب
در بند نادانی، ناتوانی ام
آهسته آهسته عقلم را می ستاند
آه! آتش زردشت کجاست؟

درد، ای درد، برو با باد
بشو برباد!



کاوه کرامی

 
  سرودۀ پیشین
  متن قابل چاپ
سرودۀ پسین