+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر پنهان بود پیدا من آن پیدای پنهانم
2 بگذر ای خواجه و بگذار مرا مست اینجا
3 میرود آب رخ از باده ی گلرنگ مرا
4 ای جان من بیاد لبت تشنه بر شراب

 » بیشتر بخوانید...
 متاز ای دل سوی دریای ناری
 چه نزدیک است جان تو به جانم
 یک واپسین درود
 بازم صنما چه می فریبی
 ساختم قانع دل از عافیت بیگانه را
 افسوس که زندگی دمی بود و غمی
 گویند هر آن کسان که با پرهیزند
 اگر امروز دلدارم درآید همچو دی خندان
 در شرابم چیز دیگر ریختی درریختی
 روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

من آن مرغ همایونم که باز چتر سلطانم
من آن نوباوه ی قدسم که نزل باغ رضوانم

چو جام بیخودی نوشم جهانرا جرعه دان سازم
چو در میدان عشق آیم فرس برآسمان رانم

چراغ روز بنشیند شب ار چون شمع برخیزم
ز مهرم آستین پوشد مه ار دامن برافشانم

ز معنی نیستم خالی بهر صورت که می بینم
بصورت نیستم مایل بهر معنی که می دانم

اگر پنهان بود پیدا من آن پیدای پنهانم
وگر نادان بود دانا من آن دانای نادانم

همای گلشن قدسم نه صید دانه و دامم
تذرو باغ فردوسم نه مرغ این گلستانم

چه در گلخن فرود آیم که در گلشن بود جایم
درین بوم از چه رو پایم که باز دست سلطانم

من آن هشیار سرمستم که نبود بی قدح دستم
نگویم نیستم هستم بلی هم این و هم آنم

سراندازی سرافرازم تهی دستی جهان بازم
سبکساری گران سیرم سبک روحی گرانجانم

سپهر مهر را ماهم جهان عشق را شاهم
بتانرا آستین بوسم مغانرا آفرین خوانم

اگر دیو سلیمانم ز خاتم نیستم خالی
ولی مهر پری رویان بود مهر سلیمانم

چو خضرم زنده دل زیرا که عشقست آب حیوانم
چو نوحم نوحه گر زانرو که در چشمست طوفانم

بهر دردی که درمانم همان دردم دوا باشد
که هم درمان من دردست و هم دردست درمانم

منم هم چشم و هم طوفان که طوفانست در چشمم
منم هم جان و هم جانان که جانانست در جانم

برو از کفر و دین بگذر مرا از کفر دین مشمر
که هم ایمان من کفرست و هم کفرست ایمانم

که می گوید که از جمعی پریشان می شود خواجو
مرا جمعیت آن وقتست کز جمعی پریشانم


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

حمید:

از بزرگی سخن گفتن کاری کوچکان نیست
خود را همه شمول کردن در حقیقت کیف بردن از مزایای نهفته در همه است
و سخن مردمی بی فرهنگ را ارزش ندادن در خور فرهنگیان است.
اگر نادان بود دانا من ان دانای نادانم
چشمت را صدقه ..... و یادت بخیر خواجه صاحب کرمانی

با حرمت بدرود




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *