|
قلم آرزو به لوح بلند
نقش دیگر به یادگار کشید
دل من مرده بود از غم تو
بس که یک عمر انتظار کشید
از سفر خوش آمدی
از سفر خوش آمدی
تو که رفتی و ترک من کردی
با چه پایی به دیدنت آیم
ای که با دیگران هم آغوشی
بی تو من سالهاست تنهایم
از سفر خوش آمدی
از سفر خوش آمدی |