گوگل پنجره



 
 

متن ترانه ها » الف » از سفر خوش آمدی

 
 

قلم آرزو به لوح بلند
نقش دیگر به یادگار کشید
دل من مرده بود از غم تو
بس که یک عمر انتظار کشید
از سفر خوش آمدی
از سفر خوش آمدی
تو که رفتی و ترک من کردی
با چه پایی به دیدنت آیم
ای که با دیگران هم آغوشی
بی تو من سالهاست تنهایم
از سفر خوش آمدی
از سفر خوش آمدی

 

  سرودۀ پیشین
  متن قابل چاپ
سرودۀ پسین